محمد الريشهري
381
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
خداوند ، روحش را پاك بدارد - تحويل دهم . من نيز آنها را با خود بردم و چون به دشت آمل رسيدم ، يكى از آن شمشها از دستم افتاد و گم شد ؛ ولى من متوجّه نشدم تا اين كه به مدينة السلام وارد شدم و شمشها را بيرون آوردم تا آنها را بسپارم كه ديدم يكى كم است . يك شمش به جا و اندازهء آن خريدم و به نُه شمش ديگر اضافه كردم و سپس بر شيخ ابو القاسم حسين بن روح - كه خداوند ، روحش را پاك بدارد - وارد شدم و شمشها را پيش رويش نهادم . او به من گفت : آن شمش را كه خريدهاى ، بردار . و با دستش به آن اشاره كرد . نيز گفت : شمشى را كه از دست داده بودى ، به ما رسيده است و آن ، همين است . آن گاه همان شمش را كه در دشت آمل از دستم افتاده بود ، بيرون آورد و چون به آن نگريستم ، آن را شناختم . « 1 » 647 . الغيبة ، طوسى - با سندش به نقل از صفوانى - : حسن بن على وَجناء نصيبى در سال 307 همراه محمّد بن فضل موصلى بود . او ( محمّد بن فضل ) مردى شيعه ، امّا منكر وكالت ابو القاسم بن روح بود و مىگفت : اين اموال ، حقّ او نيست و نبايد به او تحويل شود . حسن بن على وجناء به محمّد بن فضل گفت : اى مرد ! تقوا پيشه كن ؛ چرا كه درستى وكالت ابو القاسم ، به درستى وكالت ابو جعفر محمّد بن عثمان عَمرى است . آن دو در محلّهء زاهر بغداد ، منزل گرفته بودند و ما نيز براى سلام دادن به آنها ، نزدشان رفته بوديم . در آن جا مردى كهنسال به نام ابو الحسن بن ظفر و نيز ابو القاسم بن ازهر حاضر بودند كه گفتگوى محمّد بن فضل و حسن بن على به درازا كشيد . محمّد بن فضل به حسن گفت : چه كسى شاهد درستى گفتارت و اثبات كنندهء وكالت حسين بن روح است ؟ حسن بن على وجناء گفت : من اين را با دليلى ثابت مىكنم كه در جانت بنشيند .
--> ( 1 ) . كمال الدين : ص 518 ح 47 ، الثاقب فى المناقب : ص 601 ح 549 ، الخرائج و الجرائح : ج 3 ص 1123 ح 41 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 341 ح 69 .